سر اومدن انتظار
عشق مامان ،عمر مامان،پسر مامان،ســـــــــلامـ.
خوبی جوجه کوچولوهه من؟
پسر گلم انتظار تموم شد و دقیقا با ورودت به 5ماهگی تکونای نازت هم شروع شد.انگاری داری اون تو سرسره بازی میکنی شیطون بلا.البته خیلی آروم و لطیف.مثل یه ماهی کوچولو هستی.عزیز دلم با این کارات داری منو عاشقتر از قبل میکنی.
راستی تاج سرم مشهد که بودم در تاریخ 3/12/91 برای دومین بار در حاملگیم خوردم زمین البته بابا محمود نذاشت کامل بخورم زمین و منو گرفت .خوب شکمم هم بدجور درد گرفت ولی خدا رو شکر بخیر گذشت.
الانم نمیدونم داری اون تو چکار میکنی؟داری خیلی نااز سر میخوری.
باباهی هم هر روز و هر شب فیلم سونو رو نگاه میکنه و مشخصه که چقد ذوق داره .شبا هم دستشو میذاره رو شکمم و کیف میکنه.عزیز دل مامان واقعا ناز سر میخوری .

خیلی دوس دارم سریع 9ماه تموم بشه و تو بیای تو آغوشم .ولی اصلا هم دوس ندارم این دوران شیرین مثه عسل حاملگیم تموم بشه.مامانیه من نمیتونم فک کنم که باید یه روزی از تو دل بکنم و تو از وجودم جدا بشی ،آخه تو قلبمی،مگه آدم میتونه بدون قلب زندگی کنه؟؟محاله؛ نمیتونم ازین لحظات مثه خواب و رویا دل بکنم.
خدایا این حسهای دوستداشتنی و عاشقانه رو نصیب هرکسی که آرزوی مادرشدن داره بکن.
خدایا فرزندمو سالم نگهش دار تا لحظه ی ورودش براش مادری کنم.



سر اومدن انتظار
